تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 187

مساهمون:

ص١٨٧
وَ إِذا رَأَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسامُهُمْ
زيبايى و جمال و طراوت و شادابى جسم‌هايشان .
وَ إِنْ يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ
اگر سخنى بگويند تو به كلام آنها گوش فرا مىدهى چون زبانشان رسا و كلامشان شيرين است و لفظ « تسمع » جانشين قول قرار گرفته است .
كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُسَنَّدَةٌ
گويى كه آنها چوبهايى است كه بر ديوار كوبيده شده يعنى شبيه اين چوبها هستند كه از روح و عقل خالى مىباشند و نيز از آن جهت كه از چوب هيچ استفاده‌ى اساسى از قبيل ستون بودن براى سقف و غير آن نمىشود برد - در اين عدم انتفاع مانند چوب هستند .
يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ
گمان مىكنند هر صدايى بر ضرر آنهاست چون توكّل بر پروردگارشان ندارند و ترسو هستند و در بين مسلمين مورد اتّهام مىباشند .
هُمُ الْعَدُوُّ
اين جمله استيناف و جواب سؤال مقدّر است ، گويا كه گفته شده : كار آنها چگونه است ؟ و ما با آنها چه‌كار كنيم ؟ پس فرمود : آنها كامل در عداوت و دشمنى هستند .
فَاحْذَرْهُمْ قاتَلَهُمُ اللَّهُ
خبر از حالت آنهاست كه خداوند آنها را از حيات انسانى كشته است ، يا خبر از كارى است كه بايد بعدا با آنها انجام داد و ادا كردن مطلب به صورت فعل ماضى به جهت تحقّق وقوع آن است و ممكن است نفرين بر آنها باشد كه خداوند با آن مقاتله خواهد نمود .
أَنَّى يُؤْفَكُونَ
چگونه از حق منصرف مىشوند .