اسارت قرار دادند و خونها و اموالشان را بدان وسيله حفظ كردند ، يا سوگندها را وسيلهى در امان بودن از سرزنش مسلمين قرار دادند ، يا سپر سوءظنّ مسلمين و فرارشان از منافقين قرار دادند و لفظ « ايمانهم » با كسرهى همزه خوانده شده است .
فَصَدُّوا
از راه خدا باز داشتند ، يا اعراض كردند .
عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ
راه خدا عبارت از على عليه السّلام و ولايت او است .
إِنَّهُمْ ساءَ ما كانُوا يَعْمَلُونَ
كه آنچه مىكنند بسيار بد مىكنند . بدان كه نفاق عبارت از اظهار چيزى است كه به آن عقيده ندارى ، مانند كسانى كه اظهار اسلام نمودند و با بيعت نبوى بيعت كردند بدون آنكه اعتقاد به رسالت رسول داشته باشند ، يا شك در رسالت او مىكردند ، يا اعتقاد داشتند و سپس شك و انكار بر آنها عارض شد .
اين معنا بر حسب ظاهر و اعتقاد است و گاهى نفاق بدين معناست كه اعمال ظاهر با اعمال باطن موافقت نمىكند و كمتر كسى از مسلمين است كه خالى از اين معناى نفاق باشد .
زيرا همهى اذكار و افعال كه در نماز واقع مىشود عناوين و اظهار احوال نفوس است ، چه قول قائل :
« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ »
تعبير از خودش است و او با اين گفته خود را به عبادت نامگذارى مىكند و اگر حال او موافق اين تعبير نباشد حالت او حالت منافق مىشود و همچنين است
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
و همچنين
إِيَّاكَ نَعْبُدُ
.
كه عبادت را منحصر در خدا مىكند
وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ
كه استعانت را در خدا حصر مىكند ، پس اگر حال قائل چنين باشد كه موصوف ديگرى ببيند ، يا معتقد باشد كه موجود ديگرى موصوف به اين صفات