اختلاف در دوران ايّام مىشد و گروهى آن را بر شش ، يا پنج ، يا چهار قرار مىداد و گروهى آن را بر هشت روز و نه روز و غير اينها قرار مىداد و كسى كه ايّام هفته را بر هفت قرار مىداد اين چنين كه هست قرار نمىداد ، مثلا ممكن بود مبدأ هفته را يكشنبه و آخر آن را شنبه ، يا مبدأ آن را شنبه و آخر آن را جمعه قرار مىداد و خلاصه همهى مردم چنين نبودند كه يكشنبه را يكشنبه بنامند و آن را منسوب به خورشيد بدانند و شنبه را شنبه بنامند و منسوب به ستارهاى مخصوص بدانند و از سوى ديگر نزد جميع منجّمين هر روزى مخصوص و منسوب به ستاره ى مخصوصى نبود .
در حالى كه جميع منجّمين از هر ملّت و در هر زبان اتّفاق دارند بر اين كه ايّام هفته بر اين هفت روز مىچرخد با همين ترتيب مخصوص و هر روز مخصوص به ستارهاى مخصوص نسبت دارد ، خواه به اين اسما ناميده شوند يا ناميده نشوند .
در مقابل اين ايّام ربوبى روز مجرّدات است ، كه آن مجرّدات ايستادهاند و نگاه نمىكنند و روز صافّات صفّا ، روز مدبّرات امرا و روز « ذوى الأجنحة » مثنى و ثلث و رباع و روز كيان و روز ملكوت سفلى ، يا روز مدبّرات امرا و روز « الرّكع السّجود » و روز متقدّرات مجرّد علوى باشد يا سفلى .
و اين ايّام چنانچه در سورهى اعراف به آن اشاره شد همان ايّام خلق آسمانها و زمين است و با همين ايّام از خلق پوشيده شده و روز هفتم عبارت از روز جمع الجمع است كه از آن به مشيّت و مقام ظهور تعبير شده و چون جمعه از جهت طول در مقابل روز جمع است خداوند
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 177
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٧٧