تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 148

مساهمون:

ص١٤٨
و عمر بن خطاب با او ازدواج كرد و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله هر مردى را كه مىآمد برمىگرداند ولى زنها را وقتى امتحان مىشدند برنمىگرداند .
اللَّهُ أَعْلَمُ بِإِيمانِهِنَّ
خداوند ايمان آنها را مىداند و به شما دشوار امتحان مىدهد تا ايمان آنها بر شما ظاهر شود .
فَإِنْ عَلِمْتُمُوهُنَّ مُؤْمِناتٍ فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ لا هُنَّ حِلٌّ لَهُمْ
اگر با ايمانشان شناختيد آنان را ديگر به شوهران كافرشان بر مگردانيد كه هرگز اين زنان مؤمن بر آن كفّار حلال نمىشوند ، اين جمله در موضع تعليل است .
وَ لا هُمْ يَحِلُّونَ لَهُنَّ
و آن شوهران كافر بر اين زنان حلال نيستند . روايت شده امام صادق عليه السّلام گفته شد : همسر من خواهرى دارد در بصره بر رأى ما عارف است و بر دين ماست و در بصره هم‌كيشان ما كه عارف بر رأى ما باشند اندكند او را تزويج بكنم به كسى كه هم عقيده‌ى با او نيست ؟ فرمود : نه ، هيچ نعمتى در آن نيست ، خداى تعالى مىفرمايد :
« فَلا تَرْجِعُوهُنَّ إِلَى الْكُفَّارِ »
« 1 »
وَ آتُوهُمْ
به كفّار بدهيد .
ما أَنْفَقُوا
آنچه كه بر آن زنها خرج كردند ، مانند مهر و غير آن .
وَ لا جُناحَ عَلَيْكُمْ أَنْ تَنْكِحُوهُنَّ
ترخيص و اجازه‌ى نكاح آن زنان است پس مسلمان شدن .
إِذا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ
وقتى كه مهريه‌ى آن زنان را
هامش
( 1 ) كافى - تفسير نور الثقلين ج 5 ص 304 .