تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
إِذا جاءَكَ الْمُؤْمِناتُ
آنان كه اذعان و يقين دارند ، يا آنان كه مشرف بر اسلام هستند .
يُبايِعْنَكَ
چون زمان بعثت رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله در زمان فترت رسولان بود و مدّتى رسولى از جانب خدا نيامده بود و احكام در حال از بين رفتن بود ، مردم دينشان را از پدران و معلّمين مىگرفتند ، آثار بيعت كه اصل همه خيرها بود . و هيچ شريعت و دينى نبود مگر آنكه تصديق به بيعت كرده بود به كلّى از ذهن‌ها رفته بود ، بلكه آثار بيعت در انظار مردم و عقول جزيى آنان عجيب و غريب بود . مردان وقتى اين كار را از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مشاهده كردند و ديدند كه هر كس اسلام مىخواهد بايد اين كار را انجام دهد يقين پيدا كردند كه اگر اسلام را بخواهند بايد اين كار بيعت را به انجام برسانند . و امّا زنان پس گويا كه وجوب بيعت بر آنان مخفى و پنهان بود و گويا كه آنان اعتقاد پيدا كرده بودند كه اسلام فقط همان است كه بگويند : « لا إله الّا اللّه محمّد رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله » و نمىدانستند كه با اين كلمه فقط در امان هستند و امّا اسلام جز با بيعت محقّق نمىشود ، خداى تعالى چگونگى بيعت آنان را بيان نمود تا كنايه از وجوب بيعت بر آنان نيز باشد . « 1 »
عَلى أَنْ لا يُشْرِكْنَ بِاللَّهِ شَيْئاً
كه ديگر هرگز شرك به خدا نياورند .
وَ لا يَسْرِقْنَ وَ لا يَزْنِينَ وَ لا يَقْتُلْنَ أَوْلادَهُنَّ
و سرقت و
هامش
( 1 ) على بن ابراهيم قمى تفسير نور الثقلين ج 5 ص 307
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 151 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى