ترسيدم و خواستم دستى بالاى سر آنها باشد و مىدانستم كه نامهى من سودى به آنها ندارد .
وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ
در صورتى كه آنان به كتابى كه بر شما آمد يعنى قرآن حق سخت كافر شدند و رسول خدا و مؤمنان را به جرم ايمان به خدا از وطن خود آواره كردند رسول و شما را از مكّه بيرون مىكنند .
أَنْ تُؤْمِنُوا
براى اينكه ايمان بياوريد .
بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً فِي سَبِيلِي وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتِي
اگر شما براى جهاد و در راه من طلب رضا و خشنودى من بيرون آمدهايد . اين شرط براى تهييج و تحريك است .
تُسِرُّونَ
القاء مىكنيد .
إِلَيْهِمْ
يعنى در سرّ و خفاء يا بسوى آنها در سرّ و خفاء ظاهر مىشويد .
بِالْمَوَدَّةِ
يا در سرّ و خفا به سبب مودّتى كه بين شما و آنهاست احوال رسول را به آنان اعلام مىكنيد .
وَ أَنَا أَعْلَمُ
و من داناترم لفظ « اعلم » فعل يا افعل التّفعيل است .
بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ
كارى را كه در خفاء يا علنى انجام دهيد من از آن آگاه هستم و رسول خودم را نيز مطّلع مىسازم .
وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبِيلِ
كسى كه چنين كند راه انسانى را گم كرده ، يعنى به راههاى شيطانى رفته است .
إِنْ يَثْقَفُوكُمْ
اين جمله در موضع تعليل است .