عالم شهادت است .
هُوَ الرَّحْمنُ
او افاضهكنندهى وجودها و كمالهاى اوّلى بر موجودات است .
الرَّحِيمُ
يعنى افاضهكنندهى كمالات ثانوى بر موجودات و ممكن است لفظ « رحمن » به معناى افاضهكنندهى اصل وجود و جميع كمالات وجود بر اشيا و افاضهكنندهى اصل وجود و كمالات اوّلى بر انسان باشد و « رحيم » به معناى افاضهكنندهى كمالات ثانوى بر انسان باشد .
و معناى هر دو لفظ در سورهى فاتحة الكتاب به طور مفصّل گذشت .
هُوَ اللَّهُ الَّذِي لا إِلهَ إِلَّا هُوَ
اوست خداى يكتايى كه غير او خدايى نيست .
چون منظور توحيد و شمارش محامد است اين جمله را بدون حرف عطف به نحو شمارش كردن آورد و در اين جمله اشاره به تعليل سابق است ، كه اين خود موجب ترك عاطف است و نيز تأكيد جمله اوّل است كه در آن نيز باعث ترك عاطف است .
الْمَلِكُ
تصوّر مالك بودن او به گونهى تصوّر مالك بودن نفس نسبت به قواى خودش ، بلكه نسبت به صورتهاى ذهنى خودش مىباشد و بدين ترتيب ثابت مىشود كه او رحمان و رحيم است ، او عالم به غيب و شهادت است .
الْقُدُّوسُ
منزّه از كثرتها ، نسبت افعال ، صفات ، لحاظ آن نسبتها و حيثيّتهاست .
و در اوّل سورهى بقره در تفسير آيه
« وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ »
بيان و تفضيل و تقديس گذشت .