موجب فراموش شدن خويشتن آنان شد ، خويشتنى كه ( در واقع ) جهات الهى و لطيفهى انسانى آنانست ، با فراموش كردن خويشتنشان منافع نفسهايشان را نيز فراموش مىكنند ، پس آنچه را كه انجام مىدهند جز براى نفسهاى حيوانى انجام نمىدهند ، نه براى نفسهاى انسانى .
پس در آخرت از كسانى مىشوند كه عملشان از زيانبارترين عملهاست و از كسانى مىشوند كه سعيشان در حيات دنيا به گمراهى و تباهى مىكشد و گمان مىكنند كه كار خوب انجام مىدهند .
يا خداوند موجب فراموش كردن امامشان شد كه آن نفسيّت نفسهايشان مىباشد و با نسيان امام براى انسان جز و بال و خسران و زيان چيزى نيست .
أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
« 1 » آنان به حقيقت بدكاران عالمند .
اين جمله تعليل سابق است .
لا يَسْتَوِي أَصْحابُ النَّارِ وَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ
هرگز اهل جهنّم و اهل بهشت با هم يكسان نيستند .
اين جمله در مقام تعليل است ، گويا كه گفته باشد ، ما شما را از همانند بودن با آنها نهى كرديم ، چون در قيامت كسانى كه نفس خود را فراموش كردند با متّقين و پرهيزكاران مساوى نيستند ، چون فراموشكنندهها اصحاب آتشاند ، پرهيزكاران اصحاب بهشت و ليكن از ضمير به اسم ظاهر عدول نمود تا افاده نمايد كه فراموشكنندهها اصحاب آتشاند و متّقين و پرهيزكاران اصحاب بهشتاند .
هامش
( 1 ) امام رضا عليه السّلام : خداوند هيچ سهو و فراموشى ندارد مخلوقات كه حادثند داراى سهو و فراموشى مىباشند .
تفسير جامع ج 7 ص 114