وَ ما أَفاءَ اللَّهُ عَلى رَسُولِهِ مِنْهُمْ
آنچه كه خداوند به رسولش ردّ نمود .
بدان كه تمام ما به سوى اللّه مملوك حقّ تعالى است مانند مملوكيّت قواى عمّاله و علّامه نسبت به نفس انسانى ، بلكه مانند مملوكيّت صورتهاى ذهنى نسبت به نفس انسانى .
انسان هر اندازه كه ترقّى مىكند و مرتبهاى از مراتب انسانى را بالا برود مرتبهى پايين و دانى در عين مملوك بودن جانشين مرتبهى عالى مىشود .
مثلا وقتى انسان از مقام قلب ترقّى كند مقام نفس مملوك قلب گشته و در تصرّف در قوا جانشين قلب مىشود و قوا همانطور كه مملوك قلب هستند همانطور مملوك نفس بعد از قلب نيز مىشوند و هكذا . . .
و بعد از خداى تعالى عقول مالك هر چيزى است كه پايينتر از خودش است ، بعد از آن نفوس كلّى مالك هستند و بعد از آن نفوس جزئى اين تربيت در قوس نزول است .
امّا در قوس صعود كه مخصوص انسان است چنين است كه وقتى انسان كامل شد و به عالم ملأ أعلى متّصل شد مالك چيزهايى مىشود كه پايينتر از خودش مىباشد و در آن مقدار جانشين خدا مىگردد .
پس هر چه كه در عالم طبع است براى خداى تعالى است و آنچه كه براى خداست براى رسولش مىباشد و آنچه كه براى رسولش مىباشد ، براى ائمّه است و آنچه براى ائمّه عليهم السّلام است براى شيعهى آنان مباح است .