مىگذراند ، زن گفت : من نمىگذارم تو پايين به روى ، چون من سرخى خون را در اين صدا مىبينم ، ولى كعب به سخن او توجّه نكرد و بيرون آمد و محمّد بن مسلمه با او معانقه نمود ، با هم در حالى كه حرف مىزدند از قصر به سوى صحرا خارج شدند ، سپس محمّد سر كعب را گرفت و افرادش را به كمك طلبيد و كعب فرياد زد و همسرش صداى او را شنيد و داد كشيد ، بنى نضير صداى زن را شنيدند و به طرف كعب آمدند و او را كشته يافتند ، گروه محمّد بن مسلمه سالم نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله برگشتند و رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله دستور جنگ با بنى نضير را صادر نمود « 1 » .
بعضى گفتهاند : ترك وطن نمودن بنى نضير مصادف با بازگشت نبىّ صلّى اللّه عليه و آله از احد است .
و فتح قريظه نيز مصادف با برگشت از احزاب بود و بين آن دو ، دو سال فاصله بود .
و بعضى گفتهاند : تبعيد بنى نضير قبل از احد و شش ماه بعد از واقعهى بدر بود و بعضى آن را بعد از حديبيّه مىدانند .
و مولوى قدّس سرّه به آن اشاره نموده و گفته :
وقت واگشت حديبيّه رسول * در تفكّر بود و غمگين و ملول
ناگهان اندر حق شمع رسل * دولت انا فتحنا زد دهل
آمدش پيغام از دولت كه او * تو ز منع اين ظفر غمگين مشو
هامش
( 1 ) تفسير جامع ج 7 - تفسير على بن ابراهيم قمى - تفسير نور الثقلين ج 5