كاندر اين خوارى به نقدت فتحهاست * نك فلان قلعه فلان قلعه تراست
بنگر آخر چونكه واگرديد گفت * بر قريظه و بر نضير از وى چه رفت
وَ قَذَفَ فِي قُلُوبِهِمُ الرُّعْبَ يُخْرِبُونَ بُيُوتَهُمْ بِأَيْدِيهِمْ
و در دلشان ( از سپاه اسلام ) ترس افكند تا به دست مؤمنان خانههاشان را ويران كردند .
بنى نضير خانههايشان را با دستهاى خويش خراب مىكردند كه مسلمين بر آنها دسترسى پيدا نكنند ، اشيا نفيس و گرانبهاى را خارج سازند و قتال با مسلمين و جولان دادن با آنان را توسعه دهند و در اطراف آن خانهها كه پشت سر خودشان است تحصّن نماييد ، بدين گونه كه آلات و وسائل اطراف مسلمين را در اطراف خودشان جمع كنند .
وَ أَيْدِي الْمُؤْمِنِينَ
چون مؤمنين نيز خانههاى نزديك خود را جهت توسعهى جنگ و قتال و امكان دسترسى به آنها خراب مىكردند ، چون كفّار با نقض عهد و پيمان سبب قتال مسلمين بودند لذا خراب كردن به دست مؤمنين به آنها نسبت داده شده و لفظ « يخربون » با تشديد راء نيز خوانده شده .
فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ
از حال آنها پند و عبرت بگيريد اى هوشياران عالم كه عبرت عبارت از اين است كه مرد به امر نيكو يا زشت نظر كند و به عاقبت آن و به آنچه كه بر آن مترتّب مىشود نظر كند و سپس نظر و توجّه را به خودش منعطف كند ، از كار زشت و قبيح خوددارى نمايد و به كار خوب رغبت پيدا كند و بعضى از كسانى