و در آخرت خالص هستند و همين معناى به ارث بردن فردوس است .
و امّا به ارث بردن مؤمنين منازل اهل آتش را پس آن عبارت است از به ارث بردن آنچه كه اهل آتش مستحقّ آن هستند اگر نسبت خود با على عليه السّلام را قطع نمىكردند ، چه همهى موجودات يك نسبت فطرى به على عليه السّلام دارند ، گاهى انسان نسبت فطرىاش به ولايت را قطع مىكند و در نتيجه منازل و اموالى را كه به حكم ولايت تكوينى براى او مقرّر بود ترك كرده است .
پس صاحبان انسان ديگر كه با على عليه السّلام نسبت دارند آنها را به ارث مىبرند .
مانند جنين كه از اموال ميّت سهمى براى او مىگذارند ، كه اگر زنده به دنيا آمد و بالغ شد سهمش را بگيرد و اگر مرده به دنيا آمد يا بالغ نشد سهم او را ساير ورثه مىبرند نسبت به حكم و مراتب .
حال كه اين مطلب را فهميدى ديگر در تصحيح اطلاق ارث بر چيزهايى كه ذكر شد احتياج به تكلّفات و زحمتهايى كه متحمّل و مرتكب آن شدهاند نمىماند .
و « من عبادنا » ظرف لغو و متعلّق به « نورث » است و معناى آيه اين است كه ما بهشت را به ارث مىبريم از مال بندگان مخصوص خود ، بندگانى كه از رقيّت و بندگى نفسهايشان خارج
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 105
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٠٥