از مفرد منعى نيست در صورتى كه مفرد در معناى جمع باشد ، يا آن منصوب به فعل محذوف است كه به جهت مدح از تبعيّت قطع شده است . « 1 » جنّات به طبقههاى بهشت اطلاق مىشود و هر طبقه از آنها داراى طبقاتى است ، بهشت عدن آخرين طبقه است ، كه هر كس به آن برسد از آن فراتر نمىرود ، روى همين جهت بهشت عدن ناميده شده است ، چون « عدن » به معناى اقامت است ، بر خلاف ساير طبقات كه محل اقامت و توقّف هميشگى براى هر كسى كه به آنجا برسد نمىباشد ( بايد گذر كند ) . « 2 »
الَّتِي وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ بِالْغَيْبِ
در حالى كه بهشتها و طبقهها در غيب هستند ، يا در حالى كه رحمان در غيب است ، يا در حالى كه بندگان از خدا غايب هستند ( خداوند از بندگان غايب است ) .
إِنَّهُ كانَ وَعْدُهُ مَأْتِيًّا
جواب سؤالى است ناشى از قول خدا :
فَأُولئِكَ يَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ
يا از قول خدا
وَعَدَ الرَّحْمنُ عِبادَهُ
يعنى البتّه وعدهى خدا يقين به انجام مىرسد .
لا يَسْمَعُونَ فِيها لَغْواً
اين جمله حال است يا مستأنف ،
هامش
( 1 ) جنّات عدن مفعول فعل محذوف « يدخلون » است لذا منصوب است و عدن به تبعيّت بايد منصوب باشد ولى نشده است .
( 2 ) مقام فناى بعد از فناى اسماء و صفات ، يعنى پس از گذر از همه مدارج بهشت ورود به جنت عدن است كه بقا و باللّه است و اقامت عند مليك مقتدر و مقام تمكين مىباشد ، زيرا در هر مرتبه پايينتر آرامش و قرار نيست چه با ميل و خواست ، چه بىميل و خود است .