قايل باشند .
قَوْلَ الْحَقِّ
« قول الحقّ » مرفوع خوانده شده بنا بر اين كه بدل از « عيسى » يا خبر بعد از خبر يا خبر مبتداى محذوف باشد ، يعنى اين كلام قول حقّ است ، يا عيسى قول حقّ است .
و « قول الحقّ » به صورت منصوب خوانده شده تا مفعول مطلق و تأكيدكنندهى غير خودش باشد كه در اين صورت اضافه « قول » به « حقّ » از نوع اضافهى بيانيّه است ، يعنى من مىگويم قولى را كه آن حقّ است ، يا به تقدير لام است ، يعنى آن قول خداست .
الَّذِي فِيهِ يَمْتَرُونَ
و اين سخن حقّى است كه در آن شكّ يا جدال و نزاع مىكنند به اين گونه كه يهود مىگويند عيسى عليه السّلام ديوانه يا ساحر است ، نصارا مىگويند او فرزند خدا يا خدا ، يا او يكى از سهتاست .
ما كانَ لِلَّهِ أَنْ يَتَّخِذَ مِنْ وَلَدٍ
صحيح نيست ( امكان ندارد ) كه خدا فرزندى داشته باشد چنانچه نصارا مىگويند ، نوع بيان اين كلمه طورى است كه مقصود از آن نفى امكان است .
سُبْحانَهُ
و منزّه است خداوند تعالى از مجانست با فرزند و احتياج به همراه و مصاحب .
إِذا قَضى أَمْراً فَإِنَّما يَقُولُ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ
آنگاه كه