سخت دل قرار نداده است .
وَ السَّلامُ عَلَيَّ يَوْمَ وُلِدْتُ وَ يَوْمَ أَمُوتُ وَ يَوْمَ أُبْعَثُ حَيًّا
« 1 » و سلام حقّ بر ( جان پاك ) من به روزى كه به دنيا آمدم و روزى كه از جهان بروم و روزى كه براى زندگانى ابدى آخرت برانگيخته شوم .
در مورد يحيى عليه السّلام خداوند فرمود : « سلام عليه » كه لفظ « سلام » را به صورت نكره آورد ، در اينجا به صورت معرفه ذكر كرد ، سلام يحيى را نسبت به خدا داد و سلام عيسى را به خود عيسى ، وجه اين تغيير از تفاوت مقام عيسى عليه السّلام و يحيى عليه السّلام معلوم مىشود .
ذلِكَ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ
آرى : عيسى بن مريم اين گونه است ، يعنى ، به بندگى خدا اقرار دارد .
او كسى نيست كه آنان به الهيّت و يا فرزند خدا بودنش
هامش
( 1 ) ابن بابويه از حضرت باقر عليه السّلام روايت كرده كه فرمود : نشو و نماى حضرت عيسى هر روزى مطابق دو ماه مردمان ديگر بود هنگامى كه هفتماهه شد مادرش مريم دست او را گرفت و در نزد معلّمى برد معلّم به عيسى گفت : بگوبسم اللّه الرّحمن الرّحيم عيسى فرمود ، گفت : بگو ابجد ، عيسى سر به آسمان بالا برد به او گفت آيا مىدانى ابجد يعنى چه ؟ معلّم تازيانهاى برداشت و خواست عيسى را بزند آن حضرت به او فرمود : نزن مرا ، اگر مىدانى معناى ابجد را بگو و اگر نمىدانى تفسير كنم و شرح دهم برايت ؛ معناى آن را ! معلّم گفت : بفرماييد عيسى فرمود : الف اشاره به خدا و نعمتهاى اوست با بهجت ، جيم جمال و دال دين خدا مىباشد ، هوّز : ها ؛ هول جهنّم و او ويلى است براى اهل دوزخ ، از زمين جهنّم است ، حطّى اشاره به خطاهاى مستغفرين است كه خداوند آنها را مىآمرزد كلمن كلام خداست كه قابل تغيير و تبديل نيست معلّم به مريم گفت بيا فرزندت را ببر كه او داناست و احتياج به تعليم و تربيت ندارد .
تفسير جامع جلد 4 ص 200 .