تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
ماضى آورد چون وقوع يا استعداد و آمادگى عيسى امرى محقّق و حتمى بود و مقصود از كتاب ، انجيل يا كتاب نبوّت است .
وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا وَ جَعَلَنِي مُبارَكاً
أَيْنَ ما كُنْتُ
« 1 » و خداوند هرجا كه باشم مرا كثير الخير و نفع رساننده يا نموّكننده‌ى در خير قرار داده است .
وَ أَوْصانِي بِالصَّلاةِ وَ الزَّكاةِ ما دُمْتُ حَيًّا وَ بَرًّا بِوالِدَتِي
و مرا همواره مادام كه زنده باشم به نماز و زكات و نيكوكارى به مادرم سفارش كرده است . لفظ « برّا » با فتحه‌ى با خوانده شده ، وصف است به معناى خوبى و نيكى زياد . بنا بر اين ، عطف بر « مباركا » است ، لازمه‌ى آن فاصله واقع شدن بين معطوف و معطوف عليه است ، يا عطف بر « أوصنى » به تقدير « جعلنى » است ، « برّا » با كسره‌ى با خوانده شده كه عطف بر « الصّلاة » باشد .
وَ لَمْ يَجْعَلْنِي جَبَّاراً شَقِيًّا
و خداوند مرا زورگو و
هامش
( 1 ) در كافى از بريد كناسى ذيل آيه فوق روايت كرده گفت از حضرت صادق عليه السّلام معناى آيه را سؤال نمودم - فرمود چون عيسى هفت‌ساله شد بر او وحى نازل گرديد و از همان موقع بر مردم و يحيى حجّت گرديد و ممكن نيست يك روز زمين خالى از حجّت باشد حضورش عرض كردم آيا در زمان پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و حيات آن حضرت امير المؤمنين عليه السّلام حجّت بر خلق بوده است ؟ فرمود بلى پيغمبر مردم را به ولايت على عليه السّلام دعوت فرموده و اطاعت آن جناب بر تمام مسلمين واجب بوده ولى تا موقعى كه پيغمبر حيات داشت آن حضرت ساكت بود و با وجود پيغمبر تكلّم نمىفرمود با آن كه دانا و حكيم و وحيد دهر بود و بعد از وفات پيغمبر اطاعت خدا و رسول او به على عليه السّلام انتقال و اختصاص يافت است .