پيدا كرده كه هيچ يك از انبيا به آن مبتلا نشدهاند ، و آن عبارت از غرق شدن تمام دنيا و اهلش مىباشد ، يا مقصود شدّت اذيّت و آزار قوم اوست
وَ نَصَرْناهُ
او را با نصرت و يارى كردن نجات داديم .
مِنَ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا
از دست قومى نجات داديم كه آيات ما را تكذيب كردند ، آيات بزرگ و كوچك آفاقى ، آيات انفسى مانند واردات الهى ، زجر و نهىهاى عقلانى و ملكى ، خوابهاى ترساننده و بشارتدهنده .
إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فَأَغْرَقْناهُمْ أَجْمَعِينَ
از اين رو كه مردمان بدى بودند همه آنان را غرق گردانيديم
وَ داوُدَ
لفظ « داود » عطف بر « نوحا » است ، يا به تقدير فعل محذوف است مانند « نوحا » .
وَ سُلَيْمانَ إِذْ يَحْكُمانِ فِي الْحَرْثِ
و نيز سليمان كه آن دو دربارهى زراعت يا درخت انگور به داورى پرداختند .
إِذْ نَفَشَتْ فِيهِ غَنَمُ الْقَوْمِ
بدل از « إذ يحكمان » يا ظرف « يحكمان » است ، يعنى چون گوسفند كسانى شبانه در آنجا چريده بود .
وَ كُنَّا لِحُكْمِهِمْ شاهِدِينَ
و ما شاهد داورى آنان بوديم اين جمله ، حاليّه است به تقدير « قد » يا عطف بر « يحكمان »