تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 394

مساهمون:

ص٣٩٤
در نسبت دادن كردار پليدان به قريه مجاز عقلى است ، يا در اطلاق قريه بر اهل آن مجاز لغوى است و ممكن است كه مجاز در حذف باشد .
إِنَّهُمْ كانُوا قَوْمَ سَوْءٍ فاسِقِينَ
لفظ « سوء » با فتح سين اسم از « مساءة » است ، و اضافه‌ى قوم به « سوء » براى اشاره به مبالغه در بدى آن قوم است ، گويا كه آنان اصلا قومى بد ، شرور و منسوب به بدى هستند .
وَ أَدْخَلْناهُ فِي رَحْمَتِنا
او را در دار رحمت خويش داخل كرديم ، يا در رحمت ما كه عبارت از ولايت است داخل نموديم ، بدين گونه كه او را به ولايت محقّق نموديم .
إِنَّهُ مِنَ الصَّالِحِينَ
زيرا كه او از شايستگان بود ، مستعدّ و آماده‌ى دخول در رحمت پس كار ما گزاف ( و بدون سبب ) نبوده است .
وَ نُوحاً
عطف بر « لوطا » يا بر مفعول « نجّينا » يا به تقدير « سمعنا » يا « شرّفنا » يا « اذكر » يا « ذكّر » است .
إِذْ نادى مِنْ قَبْلُ فَاسْتَجَبْنا لَهُ فَنَجَّيْناهُ وَ أَهْلَهُ
تكرار لفظ « نجّينا » براى تأكيد است ، و براى عطف « أهله » بر مفعول ، و براى تعيين آن چيزى است كه از آن نجات پيدا كرده است ، كه او از
مِنَ الْكَرْبِ الْعَظِيمِ
بلاى عظيمى نجات