كنند و بشناسند .
لَعَلَّهُمْ يَشْهَدُونَ
تا مردم شاهد شنيدههاى شما باشند ، يا مردم شهادت بر اقرار او دهند ، بدين گونه كه ابراهيم اقرار بر اين كار بكند و مردم هم شاهد اقرار او باشند ، يا شايد مردم حاضر شوند و عقوبت و عذاب او را ببينند .
پس مردم آمدند و از ابراهيم سؤال كردند .
قضيّه در تقدير چنين است : بلكه بزرگ بتها اين كار را انجام داده است اگر آنچه كه مىگوييد كه آنها خدايان هستند حقّ باشد .
زيرا شكستن خدا ممكن نيست مگر اينكه از طرف خدا صورت پذيرد ، نيز بت بزرگ بايد غير را از الوهيت نفى كرده و خدايان ديگر را بشكند ، چه هر يك از خدايان سزاوارند در آنچه كه كمالشان به آن بستگى دارد تنها و متفرّد باشند .
بعضى گفتهاند : اين قضيّه مفروض است و شرط آن
« إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ »
مىباشد .
و بعضى گفتهاند : مقصود از آن عاجز كردن و الزام است ، خبر دادن نيست كه دروغ باشد .
و بعضى گفتهاند : در « فعله » جمله تمام مىشود بايد آنجا وقف كرد ، « كبيرهم » ابتداى كلام است و اين احتمال از نظر لفظ و