ابراهيم نيز دروغ نگفته است و وجه اين مطلب دانستهاند .
به خبر نسبت داده شده كه ابراهيم سه دروغ گفت :
1 - گفت : « انى سقيم » 2 - گفت : « بل فعل كبيرهم » 3 - در مورد ساره بود كه وقتى پادشاه جبّار مىخواست او را از ابراهيم بگيرد گفت :
او خواهر من است در حالى كه همسرش بود .
تا بدينوسيله به خدا نبودن آن بتها اقرار كنند و آوردن ضميرهاى ذوى العقول به جهت موافقت با اعتقاد آنان ، براى استهزا مىباشد .
هذا فَسْئَلُوهُمْ إِنْ كانُوا يَنْطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلى أَنْفُسِهِمْ
آنگاه با خود فكر كرده يعنى صورتهايشان را از ابراهيم برگرداندند و به يكديگر نگاه كردند .
يا از عادتهايشان به عقلهايشان بازگشتند ، و با عقولشان صدق گفتار ابراهيم را درك كردند .
فَقالُوا
يكى از آنان خطاب به مردم گفت :
إِنَّكُمْ أَنْتُمُ الظَّالِمُونَ
شما در نسبت الوهيّت به چيزى كه قادر نيست ضرر را از خودش دفع كند ، قادر بر سخن گفتن نيست ظالم و ستمگر هستيد ، يا در نسبت ظلم به كسى كه