و قصر ، تشديد يا تخفيف آن است . « 1 »
إِذْ نادى رَبَّهُ نِداءً خَفِيًّا
پروردگارش را با صداى خفيف ندا كرد ، خفيف بودن صدا يا از جهت ضعف پيرى بوده ، يا از آن جهت كه به اخلاص نزديكترست ، يا از جهت ترس از اطّلاع ورثهها بر طلب فرزند ، كه با زكريّا در اين مورد معاندت و دشمنى داشتند ، ( مىخواستند تا او فرزندى نداشته باشد و خودشان وارث شوند ) يا مىترسيدند كه مردم اطّلاع پيدا كنند كه زكريّا در وقت پيرى و نااميدى از اولاد طلب فرزند مىكند و او را دراينباره ملامت و سرزنش كنند .
قالَ رَبِّ إِنِّي وَهَنَ الْعَظْمُ مِنِّي
زكريّا گفت :
پروردگارا استخوانم سستى گرفته ، اين سخن اظهار عجز و درماندگى زكريّاست تا مقدّمهى دعا بوده باشد ، يا اظهار يأس او از فرزند و اتّكايش در دعا بر محض فضل و كرم خداست بدون دخالت اسباب طبيعى .
وَ اشْتَعَلَ الرَّأْسُ شَيْباً وَ لَمْ أَكُنْ بِدُعائِكَ رَبِّ شَقِيًّا وَ إِنِّي خِفْتُ الْمَوالِيَ
و برف پيرى بر سرم نشسته است ،
هامش
( 1 ) زكريّا عليه السّلام از پيامبران بزرگ بنى اسرائيل است كه نامش هفت بار در قرآن ذكر شده است ؛ در سورهى انعام نامش در رديف يحيى ، عيسى و الياس از زمرهى صالحان آمده است و در سورهى آل عمران آيات 37 و 38 متكفّل مريم و مستجاب الدّعوه آمده ، حضرت زكريّا بعد از شهادت فرزندش يحيى به دستور هيروديس پادشاه يهود ، به خارج شهر گريخت و به درون درختى پناه برد ولى چون گوشه ردايش بيرون مانده بود تعقيبكنندگان پيدايش كردند و او را به همراه آن درخت با ارّه به دونيم كردند . ( اعلام قرآن )