تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 45

مساهمون:

ص٤٥
اسْمُهُ يَحْيى
« 1 » نامش يحيى است « 2 » اين جمله صفت « غلام » يا جواب سؤال مقدّر است .
لَمْ نَجْعَلْ لَهُ مِنْ قَبْلُ سَمِيًّا
كه تا كنون براى او همتايى قرار نداده‌ايم ، اين جمله صفت بعد از صفت ، يا حال يا جواب سؤال مقدّرست ، منظور از سمى آنست كه مشاركت در اسم باشد يا در وصف و حال مماثل .
قالَ
زكريّا عليه السّلام گفت : ( از فرط شوق و شگفتى و براى حصول اطمينان ) در گذشته بارها گفته شد كه امثال اين ، جواب سؤال مقدّر است گويا كه گفته شده : زكريّا چه گفت ؟ پس خدا فرمود : كه زكريّا گفت :
رَبِّ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ
پروردگارا چگونه مرا پسرى باشد ؟ ! اين عبارت استفهام براى تعجّب است ، كه البتّه تعجّب كردن و شگفتى نمودن زكريّا از جهت اسباب بود ، نه از عطا و بخشش مسبّب الاسباب و لذا اين مطلب را ذكر نمود كه از جهت اسباب اين مطلب مساعد نيست و بسيار عجيب به نظر مىرسد .
هامش
( 1 ) جهت كسب اطّلاع بيشتر به جلد سوّم ترجمه‌ى بيان السعادة سوره‌ى آل عمران مراجعه شود . از امام صادق عليه السّلام روايت شده است كه فرموده : . . . و همچنين بود حسين عليه السّلام كه قبلا كسى را چنين نامى نبود و آسمان بر احدى گريه نكرد مگر بر يحيى و حسين عليهما السّلام كه چهل روز براى شهادت و مظلوميّت آنان گريه نمود وقتى از حضرتش سؤال كردند كه چگونه آسمان براى آنان گريست ؟ فرمود : طالع مىشد قرمز و غروب مىكرد قرمز و قاتل يحيى و حسين عليهما السّلام هر دو ولد الزّنا بودند . ( طبرسى ) . ( 2 ) براى اطلاع بيشتر از شرح حال يحيى عليه السّلام سوره آل عمران ترجمه‌ى بيان السّعاده ج 3 مراجعه شود .