ربّك ، در صورت مضاف اليه به پايينترين وجه بايد محسوب شود و فاعل مثل سابق خود مىباشد كه معنا اين گونه مىشود :
ذكر ربك برحمة عبده و عبده مفعول ذكر يا رحمة مىباشد و زكريّا بدل است از براى عبده يا عطف بيان يا فاعل ذكر مىباشد يا مفعول ذكر ، يا خبر است از براى او .
و بودن زكريّا خبرست براى ذكر به اعتبار اين كه كاملكننده است وجود زكريّا ذكر براى پروردگار را .
و زكريّا با مدّ و قصر و تشديد ، يا خبر است ؛ هر چند به صورت تشديد يا تخفيف يا بدون مدّ و قصر هم قرائت شده ( در همهى صورتها ) اسم است .
به جهت كوچكترين شباهت پوشش كه كلمه ذكر به رحمت داشته و بر آن اضافه شده است ، فاعل زكريّا مىباشد مانند سابقش ، معناى آيه چنين است : ياد آورى پروردگارت به سبب رحمتش بر بندهى خود زكريّاست .
كه « عبده » مفعول « ذكر » يا « رحمة » است و « زكريّا » بدل يا عطف بيان يا فاعل « ذكر » يا مفعول از آن و يا خبر آنست .
و خبر بودن « زكريّا » براى « ذكر » به اعتبار اين است كه وجود كامل ذكر پروردگارست .
لفظ « زكريّا » با مدّ و قصر و تشديد يا و همچنين بدون مدّ
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 41
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٤١