نامش يحيى است [ و ] تاكنون هم نامى برايش قرار ندادهايم ، مژده مىدهيم .
گفت پروردگار را چگونه مرا پسرى باشد ، حال آن كه همسرم نازاست و خود نيز از پيرى و فرتوتى و فرسودگى رسيدهام [ فرشته ]
گفت اين چنين است ، پروردگارت فرموده است آن [ كار ] بر من آسان است ، خودت را پيشتر آفريدهام حال آن كه چيزى نبودى .
گفت پروردگارا براى من نشانهاى قرار بده . فرمود : نشانهى تو اين است كه سه شب [ و روز ] در عين سلامت ، با مردم نتوانى سخن گفت .
[ زكريّا ] از محراب به نزد قومش بيرون آمد ، به آنان اشاره كرد كه بامدادان و شامگاهان [ او را ] نيايش كنيد .
[ گفتيم ] اى يحيى كتاب آسمانى را به جدّ و جهد بگير ؛ و به او در عهد صباوت حكمت [ نبوّت ] بخشيديم .
و از سوى خويش بر او رحمت آورديم و پاكيزهاش داشتيم و او پرهيزگار بود .
و در حقّ پدر و مادرش نيكوكار بود و زورگوى و سركش نبود
و بر او در روزى كه زاد ، در روزى كه در مىگذرد و روزى كه زنده برانگيخته مىشود ، درود باد .
و در كتاب آسمانى از مريم ياد كن آنگاه كه از خاندان خويش ، در گوشهاى شرقى ، كناره گرفت .
تفسير
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم
كهيعص
در اوّل سورهى بقره مطالبى گفته شد كه موجب بىنيازى از شرح امثال اين حروف مقطّعه است .
ولى در خصوص اين سوره گفته شده است كه : خداوند با