فَهَبْ لِي مِنْ لَدُنْكَ وَلِيًّا
از فضل خودت ، نه از اسباب كه كمك و همراهى از آنها بوده باشد ، به من وارثى ده كه بر حسب ظاهر و باطن متصدّى امورم باشد ؛
يَرِثُنِي وَ يَرِثُ مِنْ آلِ يَعْقُوبَ
لفظ « يرث » با رفع ، « يرث » با جزم خوانده شده است و نيز به صورت وارثا آل يعقوب ( به نصب ) يا « وارث آل يعقوب » ( به جرّ و اضافه ) نيز آمده است ، كه وارث من و همه آل يعقوب باشد .
بنا بر اين كه حال باشد از يكى دو ضمير « 1 » و « اويرث آل يعقوب » به صورت مصغّر نيز آمده است ، « وارث من آل يعقوب » با رفع هم گفته شده است بنا بر اين كه فاعل « يرثنى » باشد .
وَ اجْعَلْهُ رَبِّ رَضِيًّا
خداوندا او را مرضىّ و مورد رضا قرار بده .
يا زَكَرِيَّا
جواب از سؤال مقدّر است با تقدير قول ، گويا كه گفته شده : خداوند در جواب زكريّا چه فرموده ؟
جواب مىدهد كه خداوند فرمود : يا زكريّا ما دعاى تو را مستجاب كرديم و گفتيم اى زكريّا .
إِنَّا نُبَشِّرُكَ بِغُلامٍ
ما تو را بشارت مىدهيم به فرزند ذكورى كه :
هامش
( 1 ) حال باشد براى ضمير « ى » ( يرثنى وارثا ) يا حال براى ضمير ث ( خفت وارثا ) .