وَ هُمْ يُسْئَلُونَ
« 1 » در حالى كه معبودهاى ديگر مورد سؤال قرار مىگيرند و بر آنان حكم به سؤال مىشود ، ( هميشه در ذهن اين سؤال طرح است كه چگونه حادث قديم و واجب است و چرا و چرا ؟ ! ) و اين دليل آنست كه آنها خدا نيستند .
و ضمير در اين جمله به معبودها ، يا به معبودها و عبادتكنندگان بر مىگردد ، يا فقط به عبادتكنندگان جهت تهديد بر مىگردد ، يا معناى آيه اين است كه شايسته نيست كه از فعل خدا سؤال شود ، چه خداوند كارى را انجام نمىدهد مگر به جهت وجود حكمتها و مصلحتهاى متعدّد متقن و محكم كه شمارش آنها ممكن نيست ، در حالى كه آن معبودها به سبب جهل به غايات و راه نيافتن به مصالح ، شايسته است كه مورد سؤال قرار گيرند .
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ آلِهَةً
لفظ « دون » به معناى تحت و فوق و به معناى جلو عقب است ، اين لفظ از اضداد است و به معناى غير و مكان نزديك هم مىآيد .
و آنچه كه در اينجا مناسب است اين است كه به معناى جلو يا « عند » يعنى مكان نزديك باشد تا كلام از باب تأسيس بوده باشد .
زيرا آيه كه مىفرمايد :
هامش
( 1 ) يكى اهل توبيخ است از وى پرسد تا حجت بر او درست شود و او رد توبيخ كند ، يكى اهل بخشش و آمرزش است از وى پرسد تا سزاى وى به تمامى به او رساند . كشف الاسرار