به آنانست .
وَ ذِكْرُ مَنْ قَبْلِي
و ذكر قبل از من نيز مىباشد و در احكام كسانى كه با من است و همه انبيا دانشمندان پيش از كسانى كه قبل از من است ، چيزى كه دلالت بر اذن خدا در اتّخاذ آنچه را كه به عنوان خدايان اخذ كرديد وجود ندارد .
بَلْ أَكْثَرُهُمْ لا يَعْلَمُونَ الْحَقَّ
بيشتر آنان حقّ اوّل تعالى و صفاتش را نمىدانند ، تا اذن خدا و ترخيص او را در خدا بودن چيزى بدانند ، يا حقّ ثابت را نمىدانند .
پس آنچه را كه تخيّل مىكنند مانند ديوانه به آن توجّه مىنمايند بدون اينكه علم به حقّ بودن آن داشته باشند .
و تقييد به « اكثر » براى اين است كه اندكى از آنان بطلان خدايان را مىدانند ولى به سبب غرضهاى نفسانى قايل به الوهيّت آنها شدهاند .
و لفظ « الحقّ » با رفع خوانده شده كه خبر مبتداى محذوف يا مبتداى خبر محذوف باشد .
فَهُمْ مُعْرِضُونَ
پس آنان از حقّ روى گردانند ، به همان جهت كه گفته شد .
آيات 25 الى 31
[ سوره الأنبياء ( 21 ) : آيات 25 تا 31 ]
وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رَسُولٍ إِلاَّ نُوحِي إِلَيْهِ