اوّل « لا يستكبرون » حال از
« مَنْ فِي السَّماواتِ »
و معطوف آن مىباشد ، يا فقط حال از « من عنده » مىباشد .
و مقصود از كسانى كه نزد خدا هستند مقرّبين مىباشند كه از آسمانها و زمين طبيعى مجرّد هستند و ادا كردن از آنچه كه در آسمانها و زمين است با لفظى كه مخصوص ذوى العقول است از باب تغليب مىباشد يا براى اين است كه از آن اين معنا استفاده مىشود كه غير ذوى العقول به طريق اولى مال خدا مىباشند .
و معناى آيه اين است كه آنان از عبادت خدا استكبار و تكبّر نمىكنند ؛ پس چگونه مىشود كه آنان معبود باشند چنانچه بعضى معتقدند كه آنان دختران يا پسران خدا مىباشند ؟ !
وَ لا يَسْتَحْسِرُونَ
و خسته و ناتوان هم نمىشوند ، « حسر » مانند « ضرب » و « فرح » يعنى خسته و درمانده شد ، مانند « استحسر » و بر وزن « نصر » و « ضرب » به معناى كشف و انكشاف است .
يُسَبِّحُونَ
با زبان ( حال و قال ) و با فطرت وجودشان خدا را تسبيح گفته و از نقايص تنزيه مىنمايند .
علّت اينكه تنها تسبيح را براى آنان ذكر كرد و حمد را براى آنان نياورد ، عدم جامعيّت اين فرشتگان مىباشد .
اللَّيْلَ وَ النَّهارَ
در شب و روز ، يعنى به طور دايم ، كه