را بهشتى و داماد بهشتيان مىداند ) .
تفسير به فرزند هم شده است تا ردّ بر كسى باشد كه براى خدا فرزند ثابت مىكند و مؤيّد اين تفسير است آنچه كه خواهد آمد همانطور كه در آينده معلوم مىشود .
إِنْ كُنَّا فاعِلِينَ
تأكيد شرطيّه اوّل و جزاى شرط محذوف است ، برخى گفتهاند لفظ « إن » نافيه است .
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ
گمان مىرود آنچه كه مناسبتر به توافق دو جمله معطوف و معطوف عليه است اين است كه چنين گفته شود : « بل قذفنا بالحقّ على الباطل » و ليكن ما مىگوييم : مقصود از حقّ حقّى است كه بهوسيله او خلق شده است و آن مشيّت است كه ولايت مطلقه نام دارد .
آسمان اعمّ از آسمان عالم طبع و آسمان عالم ارواح ، خود عالم كبير و صغير است ، همچنين زمين و آنچه كه بين آسمان و زمين است اعمّ است از آنچه كه در عالم كبير و صغير است .
و همانطور كه مشيّت كه اضافهى اشراقى خداست حقّ است و شايبهى باطل در آن نيست ، همچنين جميع تعيّنات و ماهيّات باطلاند و شايبهى حقّ بودن در آنان نيست و خداى تعالى بر طبق آيه :
بَلْ يَداهُ مَبْسُوطَتانِ
، هرطور كه بخواهد بر سبيل استمرار و دوام انفاق مىكند يعنى با اضافهى اشراقيّهى خويش