تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
لاعِبِينَ
آسمان و زمينى را عبث و بازيچه خلق نكرديم كه در آن توجّه به غايت عقلانى و حكمت‌ها و نكات و دقايق متقن نشود . چون لعب به معناى بازى ؛ عبارت از كارى است كه داراى غايت و هدف است و لكن غايت آن فقط خيالى است مانند بازى كردن اطفال . چنانچه لهو كارى است كه حتّى غايت خيالى ظاهر نيز نداشته باشد . و مقصود اين است كه در خلقت آسمان و زمين و ما بين آن دو آن‌قدر حكمت‌ها و دقايق و مصلحت‌هايى كه بر آن مترتّب است زياد است كه شمردن غايت‌هاى متقن و محكم آن ممكن نيست . بنابراين خلقت آن بازى نيست بلكه به جهت تكميل نفوس و اتمام فعليّت‌هاى آنانست تا مستحق ثواب و عقاب شوند .
لَوْ أَرَدْنا أَنْ نَتَّخِذَ لَهْواً لَاتَّخَذْناهُ مِنْ لَدُنَّا
اين جمله يك جمله شرطى فرضى است يعنى اگر مىخواستيم كار لهو انجام دهيم و لهو اتّخاذ كنيم راهى بهتر از اين اتّخاذ مىكرديم ، به نحوى كه غير از ما كسى بر آن مطّلع نمىشد و آسمان و زمين را كه براى همه مشهود است لهو و بازيچه نمىگرفتيم . ضمنا لهو به زوج و همسر نيز تفسير شده است ، تا ردّ كسى باشد كه بين خود و بهشت نسبت و دامادى معتقد است ( يعنى خود