أَضْغاثُ أَحْلامٍ
قرآن صور خيالاتى است كه ديوانه آنها را مىبيند ، يا مانند خيالاتى است كه شخص خوابيده به صورت رؤيا مشاهده مىكند بدون اينكه حقيقتى داشته باشد ( كه با اين قرآن دعوى نبوّت مىكند ) .
بَلِ افْتَراهُ
بلكه قرآن را از پيش خود ساخته و آن را به خداى تعالى نسبت داده است .
و اين جمله عطف بر
« قالُوا أَضْغاثُ أَحْلامٍ »
است به تقدير « قالوا » ، كه دريافت و استدراك در حكايت است از قول دور تر به دور تر از آن ، يا عطف بر « اضغاث احلام » و دريافت و بيان آن حكايت است ، يعنى اين گفتار از قول و گفتهى آنان بوده كه خداوند آن را براى ما حكايت كرده است .
و به هر تقدير اين جمله انتقال از دور تر به دور تر از قرآنست .
زيرا كه خيالات شخص ديوانه هم مطابق واقع نمىشود و هم مقرون به قصد گوينده نيست بر خلاف اختلاق و ساختن و جعل كردن كه خيالاتى است كه با قصد قايل همراه است .
بَلْ هُوَ شاعِرٌ
گفتند كه محمّد درك مىكند و آگاه است كه چه مىگويد : بلكه او تدليسكننده و فريبدهنده است و چيزى را كه حقيقت ندارد به صورت حقّ ظاهر مىكند ، بدين گونه كه آن را