آنان در معرض مرگ بودند .
اين بيان ردّ قول كفّار است كه مىگفتند :
چگونه است اين رسول كه طعام مىخورد و در بازارها راه مىرود ؟ و نيز ردّ شگفتزدگى آنانست كه چگونه بيمارى و مرگ بر پيامبر عارض مىشود ، آنجا كه گفتند :
« هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ »
!
ثُمَّ صَدَقْناهُمُ الْوَعْدَ
از آنكه جهّال و اشرار امّت گفتار رسولان حقّ را انكار كردند و در مقام آزارشان بر آمدند ، به آنان ( رسولان ) وعدهى يارى داديم در آنجا كه گفتيم :
« إِنَّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا »
و وعدهى منّت گذاشتن بر آنان به جهت امامت دادن و وارث نمودن بر زمين است كه در آيه :
وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا . . .
تا آخر » آمده است .
پس اين وعده همان جانشينى در زمين و تمكين در دين و تبديل خوف و ترس آنان به امنيّت است كه البتّه بر اين آيه تصريح شده است كه ، :
« وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ . . .
تا آخر وعده خدا مخصوص مؤمنان شايسته كار است كه متضمّن همان وعدهها » نجات دادن از دشمنانشان و پيروزى بر آنانست .
فَأَنْجَيْناهُمْ وَ مَنْ نَشاءُ وَ أَهْلَكْنَا الْمُسْرِفِينَ
و آنان