شخصى كه شك مىكند ممكن نيست تسليم شود تا آن حدّ كه ديگر سخنى نگويد .
و از سوى ديگر نمىتواند آشكار و علنى ردّ يا قبول نمايد ، چه بر هيچ يك از آن دو روى نمىآورد .
و ممكن است جهت اخفا اين بود كه مىترسيدند مؤمنين اطّلاع پيدا كنند و رسوا شوند .
الَّذِينَ ظَلَمُوا
بدل از ضمير يا فاعل است و واو علامت جمع است ، يا منصوب بر ذمّ يا اختصاص است .
وجه آوردن اين جمله تصريح به وصف ذمّ براى آنان مسجّل و ثابت نمودن ظلم و ستمشان مىباشد .
هَلْ هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ
آنان در نجواى خودشان مىگفتند :
آيا اين رسول جز بشرى مانند شماست ، پس نمىتواند رسول باشد ، بنا بر اين هر چه از او صادر مىشود و غير طبيعى است ، جز سحر و جادو چيزى نيست .
أَ فَتَأْتُونَ السِّحْرَ
آيا سحر را پذيرفته و به آن روى مىآوريد ؟ !
وَ أَنْتُمْ تُبْصِرُونَ
در حالى كه شما مىبينيد كه محمّد بشر است و با وجود رسالت و جائز نيست كه ساحر باشد ، يا شما