وَ هُمْ فِي غَفْلَةٍ مُعْرِضُونَ
« 1 » آنان از حساب و از آمادگى براى حساب در غفلت هستند ( از ياد قيامت و مهيّاى حساب شدن ) اعراض مىكنند ( يعنى هر چه از عمر مىگذرد مردم به مرگ نزديكتر شوند ولى علاقه آنان به دنيا و غفلتشان از آخرت بيشتر مىشود ) .
ما يَأْتِيهِمْ مِنْ ذِكْرٍ
هيچ پند و ذكرى براى حساب از پروردگارشان نيامد مگر اينكه آن را شنيده و بازيچه پنداشتند .
مِنْ رَبِّهِمْ مُحْدَثٍ
پندى كه از جانب پروردگارشان مىآيد يا در باطن آنانست به سبب زجر ملايكهى زاجر ، نهى عقل ناهى ، واردات نفسانى از قبيل هموم و غموم و خوابهاى ترساننده و بشارتدهنده ، يا ( پندى كه ) در خارج ( از وجودشان ) است به سبب واردات خارجى از قبيل ابتلائات ، امتحانات و حركتهايى كه از گردش روزگار مىآيد .
و كمتر مىشود كه انسان از آنها خالى باشد و مانند يادآورىهاى انبيا و اوليا و علما ( ره ) از انذارها و تبشيرها .
إِلَّا اسْتَمَعُوهُ
آن پندها را با گوشهاى ظاهرى يا باطنى شنيدند .
وَ هُمْ يَلْعَبُونَ
آنان ( آن پندها را ) به بازيچه گرفته با آن
هامش
( 1 ) غافلان دو گروهند : يكى در كار دنيا و هواى نفس مستغرق گروه دوّم آنان كه در مشاهده جلال و جمال حقّ مستهلك . كشف الاسرار خواجه عبد اللّه انصارى .