و وجه آوردن اين كلمه كه به معناى جلوهى حيات دنياست تصريح به فانى شدن لذّتهاى دنيايى است كه خداوند به آنها داده و ذمّ لذّتهاى فانى و ذمّ كفّارست .
همچنين مشعر بر اين است كه آنچه كه نهى شده چيزهايى است كه وسيلهى لذّت و تمتّع دنياست و امّا نعمتهاى اخروى و نزديك شدن به مولى كه بايد مورد نظر و توجّه باشد .
لِنَفْتِنَهُمْ فِيهِ
لذّتهاى فانى دنيا را بديشان مىدهيم تا آنها را عذاب يا آزمايش و امتحان كنيم .
زيرا كثرت اموال موجب عذاب و شكنجهى صاحبان آنست ، زيرا آنان به جمع كردن و حفظ اموال اهتمام مىورزند تا جايى كه بر خودشان لذّتهاى بدنى را حرام مىكنند تا بتوانند اموالشان را حفظ و جمع كنند و يا بر سودور شدن آن افزايند .
و نيز آنان پس از بين رفتن و سرقت اموال خود عذاب و شكنجه مىبينند ، تا آنجا كه لذّت خواب را بر خود حرام مىكنند و نيز كثرت مال موجب كثرت حقوق است كه بايد متعبّد به اداى آن شد ، چه حقوق واجب و چه مستحبّ .
و تقييد به امتحان و آزمايش ذمّ ديگرى براى كفّار و دلدارى ديگرى براى مؤمنين است .
وَ رِزْقُ رَبِّكَ
و رزقى كه پروردگارت داده است يا