لَعَلَّكَ تَرْضى
لفظ « ترضى » به صورت معلوم و مجهول خوانده شده است يعنى باشد كه خشنود شوى يا باشد كه مورد خشنودى قرار گيرى .
وَ لا تَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ إِلى ما مَتَّعْنا بِهِ
« 1 » هرگز چشم آرزو و طمع باز نكن به آنچه كه به كفار دادهايم ، از اصناف و انواع نعمتهاى صورى و لذّتهاى قواى حيوانى ، اين جمله خطاب به محمّد است به طريق كنايه « به تو مىگويم همسايه بشنود » و ممكن است خطاب عامّ باشد اگر چه بعيد است .
أَزْواجاً مِنْهُمْ
« ازواجا » مفعول به « متّعنا » و معناى آن اين است كه : چشمهايت را باز نكن به لذّتهايى كه به آنها داديم ، در حالى كه آن صنفهايى از نعمتهاى و مستلذّات باشد .
بنابراين لفظ « منهم » مفعول به است و اعمّ از اين كه « من » تبعيضى اسم قرار داده شود يا جانشين موصوف محذوف باشد ، زيرا كه معناى بعضيّت در لفظ « من » قوى است .
زَهْرَةَ الْحَياةِ الدُّنْيا
به آن جلوه زندگى دنيوى را مىدهيم لفظ « زهرة » منصوب بر ذمّ ، يا بدل از محل « ما متّعنا » است .
هامش
( 1 ) گويند : رسول خدا از يك نفر يهودى طعامى به قرض خواست يهودى مزبور از دادن طعام بدون گرويى امتناع ورزيد پيامبر از اين جريان محزون گشت خداوند اين آيه را به عنوان دلجويى و تسليت براى وى نازل نمود و نيز ابو رافع هم از مولاى خود آن را روايت كرده است . مجمع البيان .