اعم از اين كه با لا متعدّى شود يا خودش بدون واسطه متعدّى باشد يا به صورت مطلق آورده شود و خواه لام بعد از آن براى تعليل يا تقويت باشد . . .
منزّه كردن لطيفهى انسانى از تشبّث تعيّنات و وابسته بودن به كثرتها است .
و آن لطيفه عبارت است از ربّ در عالم صغير ، كه اسم ربّ است و با تنزيه آن خداوند از هر چيزى كه نبايد در حقّ او معتقد شد منزّه مىگردد .
و چون تنزيه خداى تعالى به سلب نقايص بر مىگردد كه همان حدود وجودست .
و آن نيز به سلب ناشايست حقّ بر مىگردد تنزيه او عبارت از سلب ناشايست ، سلب ناشايست جز گستردگى وجود چيز ديگرى نيست و گستردگى وجود به گستردگى صفات خداى تعالى بر مىگردد به نحوى كه هيچ وجود و هيچ صفت وجود از وجود و صفات خداى تعالى را فروگذار نمىكند .
لذا تسبيح او عين تحميد او مىشود ، از همين رو است كه كم اتّفاق مىافتد تسبيح ذكر شود مگر اين كه لفظ حمد يا معناى آن همراه تسبيح باشد و امر به رسول خدا به تسبيح به سبب حمد يا به سبب اشتغال بر حمد او يا در حال تلبّس بر حمد او نيز از اين
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 295
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص٢٩٥