و گاهى خشوع نسبت به صدا داده مىشود ، چه خشوع به وسيلهى صدا نيز ظاهر مىشود و گاهى به همين جهت به بدن نسبت داده مىشود .
و جمله عطف بر قول خدا « لا عوج له » يا بر « يتبعون الدّاعى » است و تفاوت دو جمله در اسميّه و فعليّه بودن يا در مستقبل و ماضى بودن براى اشعار به اين است كه اصوات در دنيا براى رحمان خاشع بودهاند همانطور كه در آن روز خاشع مىشوند ، ولى خشوع اصوات در دنيا ظاهر نبود و در آن روز خشوع اصوات ظاهر مىشود .
و ممكن است جمله به تقدير « قد » حال باشد .
فَلا تَسْمَعُ إِلَّا هَمْساً
لفظ « همس » صداى خفى و پنهان ، يا چيز خفى است يا آهسته و مخفىترين صداى قدم است .
يَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَةُ
جمله مستأنفه و جواب سؤال مقدّر يا حال است ( يعنى آن روز شفاعت سود ندهد يا در حالى كه شفاعت سود ندهد ) .
إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ
هيچ شفاعتى در آن روز فايده ندارد ، مگر شفاعت كسى كه خدا به او اذن داده باشد ، يا شفاعت هيچ كس را فايده نمىرساند مگر كسى كه در شفاعتش مأذون باشد ، يا شفاعت از كسى نافع نيست مگر از كسى كه مأذون