باشد ، يا شفاعت براى احدى نافع نيست مگر كسى كه رحمان به او اجازه داده باشد .
در سورهى بقره و غير آن دربارهى ضرورت شفاعت به اذن از جانب خدا ، يا جانشينانش ، كه مأذون از جانب خدا ، بدون واسطه ، يا با واسطه باشند ، گفته شد .
و گفتيم كه امر به معروف و نهى از منكر و فتوى دادن براى مردم و قضاوتها و محاكمات و امامت جماعت و جمعه و غير اينها از كارهايى كه به علماء مربوط مىشود ، همه شفاعت هستند و جز از كسى كه از طرف رحمان مأذون باشد صحيح نيست .
و متصدّى اين امور بدون اجازه و اذن از جانب خدا مبغوضترين خلق به سوى خداست ، كه خداوند ما را از شرور نفوسمان در امان دارد .
وَ رَضِيَ لَهُ قَوْلًا
جارّ و مجرور « له » يا لغو است و صلهى « رضى » مىباشد ، يعنى خداوند براى او به خاطر او به گفتارى از ميانجى ( شافع ) خشنود شده است ، يا در حقّ او به گفتارى از شافع گرديده است ، يا به خاطر او به گفتارى از او در شفاعت خشنود شده باشد ، يا ظرف مستقرّ است و حال از « قولا » يعنى خداوند به قول او راضى باشد اعمّ از اين كه او شفاعتكننده باشد ، يا شفاعت در حقّ او انجام گرفته شده باشد .