وَ يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْجِبالِ
عطف بر قول خدا : « كذلك نقصّ » است تا مشعر به سؤال رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله يا سؤال مردم از اخبار باشد ، پس گويا كه گفته شده است : تو از اخبار گذشته مىپرسى و مردم از كوهها مىپرسند .
فَقُلْ
لفظ « فقل » جواب شرط مقدّر ، يا به تقدير فعل بعد از فا است ، تا عطف انشا بر خبر لازم نيايد .
و تقدير آيه چنين است : آنگاه كه از تو سؤال مىكنند پس بگو ، يا از تو مىپرسند پس من به تو مىگويم كه در جواب آنها بگو :
يَنْسِفُها رَبِّي نَسْفاً
« 1 » پروردگارم آن كوهها را قطع مىكند ، يا آنها را ويران و با خاك يكسان مىكند و آنها را مانند شن قرار مىدهد كه باد از بين ببرد .
آن چنان ويرانى بزرگى كه هيچ اثرى از كوه باقى نماند .
بعضى گفتهاند : مردى از طايفهى ثقيف پرسيد : كوه در روز قيامت چگونه مىشود ؟ كه به نظر او شايسته بود كه درباره كوه سؤال شود به خصوص پس از آن كه بين آنها مشهور شد كه زمين در روز قيامت صاف و هموار است و در آن درّه و تپّه و كوه نيست .
هامش
( 1 ) ابن جريج گويد قريش به پيامبر گفتند يا محمّد خداوند در روز قيامت با اين كوهها چه كارى خواهد كرد اين آيه نازل گرديد . تفسير ابن المنذر .