تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
چنين كارى انجام دهم .
سَوَّلَتْ لِي نَفْسِي
در ساخت گوساله و خاك ريختن بر آن نفسم مرا فريب داد و آن را در نظرم خوب جلوه داد .
قالَ
موسى گفت : حالا كه نفست تو را فريب داده
فَاذْهَبْ
پس از نزد من يا از دين من يا از شهر يا از بين مردم بيرون برو .
فَإِنَّ لَكَ فِي الْحَياةِ
كه در دار دنيا به مرضى مبتلا خواهى شد
أَنْ تَقُولَ
كه هرگاه يكى از مردم را ببينى به او بگويى
لا مِساسَ
به من نزديك نشو ، تا اين عقوبتى بر فعل تو باشد ، چه هر كس با تو تماس بگيرد و به تو نزديك شود او هم به آن مرض تب گرفتار خواهد شد چنانچه بعضى گفته‌اند . و برخى معتقدند كه اين مرض در نسل و اولاد او باقى مانده است كه هرگاه يكى از آنان با يكى از مردم تماس بگيرد هر دو را تب مىگيرد . و برخى گفته‌اند : موسى عليه السّلام به سبب امر خدا به مردم امر كرد كه با او رفت و آمد نكنند و انس نگيرند « 1 » و با او چيزى نخورند تا عرصه را بر او تنگ كنند ، پس سامرى در صحرا با وحوش و
هامش
( 1 ) طبرى مىگويد : موسى براى مجازات سامرى بنى اسرائيل را از هر گونه تماس اجتماعى و تجارى نهى كرد . زمخشرى هم همين نظر دارد و اضافه مىكند كه قوم او هنوز اين منع را مراعات مىكنند و با مردم تماس نمىگيرند .