در سورهى شعراء :
فَأَوْحَيْنا إِلى مُوسى أَنِ اضْرِبْ بِعَصاكَ الْبَحْرَ فَانْفَلَقَ فَكانَ كُلُّ فِرْقٍ كَالطَّوْدِ الْعَظِيمِ
موافقتر و سازگارتر است .
لا تَخافُ دَرَكاً
حال يا مستأنف يا صفت دوم براى « طريقا » است يعنى راهى كه در آن نترسى كه دشمن فرارسد ، يا در دريا غرق شوى .
وَ لا تَخْشى
تأكيد « لا تخاف » است ، يا مقصود اين است كه از دشمن يا غرق شدن نترس ، كه در اينجا چيزى مغاير با « لا تخاف » اراده شده تا از حيث تأسيس باشد نه تأكيد .
يا معناى آن اين است : از چيزى كه به شما صدمه برساند نترس كه معناى « لا تخاف » است و بر يارانت نيز نترس كه معناى « لا تخشى » است ، چون خشيت متعلّق به كسى است كه به او مهر ورزيده و به امرش همّت گمارند .
چنانچه خوف از كسى مىشود كه از او فرار كنند ، « لا تخف » با جزم ، « لا تخشى » با الف خوانده شد كه در اين صورت « لا تخف » مجزوم جواب امر است ، يا حال از فاعل « أوحينا » يا از فاعل « اضرب » به تقدير قول مىباشد و « لا تخشى » نيز مجزوم و معطوف بر « لا تخاف » ، كه در اين صورت الف « لا تخشى » براى اطلاق است .