تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١
أَسْمَعُ
من از او چيزى مىشنوم كه شما نمىشنويد .
وَ أَرى
« 1 » و از او چيزى مىبينم كه شما آن را نمىبينيد ، پس شرّ او را از شما در هر حال بر مىگردانم و شما را يارى مىكنم به نحوى كه نه شما مىبينيد و نه فرعون مىبيند .
فَأْتِياهُ
حالا كه من با شما هستم و مىبينم و مىشنوم پس بدون ترس نزد فرعون برويد و به يارى من متّكى باشيد .
فَقُولا إِنَّا رَسُولا رَبِّكَ
و بگوييد كه ما فرستادگان پروردگارت هستيم . تثنيه آوردن لفظ « رسول » در اينجا ، مفرد آوردن آن در سوره‌ى شعرا براى اشاره به وحدت رسالت و تعدّد رسول‌ها مىباشد .
فَأَرْسِلْ مَعَنا بَنِي إِسْرائِيلَ وَ لا تُعَذِّبْهُمْ
بنى اسرائيل را از بندگى رها كن و با ما به هر شهرى كه بخواهيم بفرست . يا بنى اسرائيل را با ما از عذاب رها كن چه ما در مصر باشيم يا در غير مصر از شهرهاى ديگر .
قَدْ جِئْناكَ بِآيَةٍ مِنْ رَبِّكَ
جواب سؤال مقدّر ، يا سؤال است كه در حين تكلّم مذكور است و در هنگام حكايت
هامش
( 1 ) حافظ :هزار دشمنم اگر مىكنند قصد هلاك * گرم تو دوستى از دشمنان ندارم باك