قول موسى : « گره از زبانم بگشا » گره باطنى بوده است ، چه لكنت ظاهرى زبان و گره ظاهرى باقى بوده است ، چه خداى تعالى در حكايت از فرعون مىفرمايد : موسى بيان واضحى ندارد .
وَ لَقَدْ مَنَنَّا عَلَيْكَ مَرَّةً أُخْرى
همانطور كه بر تو اين دفعه منّت گذاشتيم و تو را با رسالت شرافت بخشيديم و درخواست تو را اجابت كرديم يك بار ديگر بر تو منّت گذاشتيم .
إِذْ أَوْحَيْنا
ظرف « منّنا » يا بدل از « مرّة اخرى » اگر در لفظ « مرّة » ظرفيّت اعتبار شود ، چه اين لفظ به معناى « فعلة » يعنى يك مرتبه از فعلى است كه قبل از آن آمده است ، ولى گاهى در آن معناى ظرفيّت اعتبار مىشود به اين گونه كه قبل از آن زمان در تقدير گرفته مىشود .
إِلى أُمِّكَ
آن وقت كه تو به دنيا مىآمدى و مادر تو مىترسيد كه تو را بكشند .
ما يُوحى
« 1 » آنچه كه بايد به مادرت وحى مىشد وحى كرديم ، اين وحى نبايد ترك مىشد چون مصلحتهاى متعدّدى بر آن مترتّب بود از قبيل نجات دادن بنى اسرائيل از قبطى و هلاك كردن دشمنان خدا ، و احياى عالم به سبب انتشار آوازهى رسالت .
هامش
( 1 ) مثنوى :باز وحى آمد كه در آبش فكن * روى در امّيد دار و مو مكندر فكن در نيلش و كن اعتميد * من تو را با او رسانم رو سفيد