محبّ و دوستدار خودش را دوست دارد ، يا محبّت تو نسبت به مردم را بر تو القا كردم ، پس تو محبّ و دوستدار مردم شدى ، پس مردم نيز محبّ و دوستدار تو شدند .
لفظ « منّى » ظرف لغو متعلّق به « القيت » به اين دو معناى است . و موسى طورى بود كه هر كس او را مىديد دوستدار و محبّ او مىشد ، لذا وقتى آسيه همسر فرعون به فرعون گفت كه اين كودك روشنى چشم من و تو مىشود فرعون در پاسخ گفت :
او را نكشيد .
وَ لِتُصْنَعَ
تا ساخته شوى ، عطف بر محذوف است كه تقدير چنين بوده : « لتصير محبوبا و لتصنع » يا متعلّق به محذوف است كه معطوف بر « القيت » است كه تقدير چنين بوده : « فعلت ذلك لتصنع » .
عَلى عَيْنِي
وقتى گفته مىشود « فلان على عينى » يعنى پيش من محترم است ، يا مقصود اين است كه او محترم است نزد نگهبان من كه موكّل بر تو است ، به جهت بزرگداشت موسى نسبت به كشتى نوح اينجا فرمود : « على عين » و در آنجا فرمود :
اصْنَعِ الْفُلْكَ بِأَعْيُنِنا
.
إِذْ تَمْشِي أُخْتُكَ
ظرف متعلّق به « القيت » يا به « تصنع » است ، يعنى تا تو تربيت شوى و تكميل گردى پيش