يَفْقَهُوا قَوْلِي
« 1 » تا مردم سخنم را خوشفهم كرده و ( بپذيرند ) زبان موسى لكنت داشت و سبب آن آتشى بود كه داخل دهان كرده بود و آن هنگامى بود كه فرعون رشد و تميز او را امتحان مىكرد .
وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي
و از خانوادهام دستيارى برايم بگمار ، هارون برادرم را ، نيرو و قوّت مرا بهوسيله برادرم هارون محكم كن .
وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي
« 2 » او را در امر رسالت با من شريك ساز لفظ « أشدد » در جملهى قبلى با ضمّه همزه ، لفظ « أشركه » در اين جمله با فتحهى همزه به صورت صيغهى امر خوانده شده ، اوّلى با فتحهى همزهى و دوّمى با ضمّهى همزه به صورت صيغهى مضارع متكلّم خوانده شده ، پس اگر هر دو امر
هامش
( 1 ) حافظ ابو نعيم كه يكى از مخالفين و علماى اهل سنّت است ذيل آيه فوق از ابن عبّاس روايت كرده كه روزى پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله دست من و على را گرفت و به جانب كعبه برد وارد خانه كعبه شديم چهار ركعت نماز بهجا آورد و پس از اتمام دستهاى مبارك را بالا برد دعا كرد و فرمود : پروردگارا موسى بن عمران پيغمبرت دعا نمود و گفت خدايا شرح صدرى به من عطا فرما و كارم را آسان گردان و گره از زبانم بگشاى تا گفتارم را مردم بفهمند و يكى از اهل مرا كمك من قرار ده و برادرم هارون را وزيرم كن و پشت مرا به او محكم كن پروردگارا محمّد صلّى اللّه عليه و آله پيغمبر تو است از حضرت مسئلت مىنمايم على عليه السّلام كه از اهل بيت من است برادر و وزيرم قرار ده پشتم را به او محكم كن و در تبليغ و رسانيدن احكام او را شريك من بنما ابن عبّاس مىگويد دعاى پيغمبر هنوز به اتمام نرسيده بود كه شنيدم منادى صدا زد اى محمّد صلّى اللّه عليه و آله آنچه درخواست نمودى به تو عطا كرديم و برادرت على را خليفه و وزيرت قرار داديم .
تفسير جامع جلد 4 ص 287 .
( 2 ) حافظ :دو دوست با هم اگر يكدلند در همه حال * هزار طعنهى دشمن به نيمجو نخرند