تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥
احساس مىكرد ، لذا عذر آورد و از رسالت استعفا كرد ، چنانچه در سوره‌ى شعرا آمده است چنين گفت : خدايا من مىترسم آن‌ها مرا تكذيب كنند و سينه‌ام تنگ مىشود ، زبانم فصيح نيست و آزاد نمىچرخد پس هارون را نيز بفرست و بر من از اين قوم گناهى است كه مىترسم مرا بكشند . شايد كلام و امر و نهى از جانب خدا و عذر آوردن و استعفا و درخواست از جانب موسى مكرّر بوده ، استعفاى موسى چنانچه در سوره‌ى شعراست اوّلين جوابى است كه موسى داده ، پس وقتى خداوند از استعفاى او منع كرد از خدا درخواست شرح صدر كرد و گفت : اگر از فرستادن و رسالت من چاره‌اى نيست پس شرح صدرى به من عنايت كن .
وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي
و كار مرا آسان گردان ( و سختىهايى كه در انجام اين وظيفه بر من پيش مىآيد آسان كن ) تا مرا ردّ نكنند و نسبت به من بغض و كينه نگيرند كه اگر كينه‌ى مرا به دل بگيرند دعوت من آن‌ها را سخت مىشود ، چون من نفسى را از آنان كشته‌ام ، پس امر را بر من آسان كن كه سخن مرا بپذيرند .
وَ احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي
« 1 » گره را از زبان ظاهر و زبان باطن من بگشا .
هامش
( 1 ) صائب تبريزى :هر محنتى مقدمه‌ى راحتى بود * شد هم‌زبان حقّ چو زبان كليم سوخت