به طور صريح وارد شده است .
بدان كه انسان از ابتداى كودكى و طفوليّتش به خواستههاى حيوانى و مقتضيات نفسانى مبتلاست ، پس او بعد از بلوغ يا در همانجا مىايستد ، از دين و شريعت جز آن مقدار كه از پدران و دوستان گرفته چيزى نمىداند ، يا در وجودش يك زاجر الهى پديد مىآيد كه او را از توقّف بر حيوانيّت نهى مىكند و يا اگر در همين حالت توقّف كرده در كارش متحيّر و سرگردان مىنمايد تا مرگش فرارسد .
و اين حالت ، حالت بيشتر مردمان است ، يا با هيجان و انزجارش به يك زاجر الهى ظاهرى مانند نبىّ يا جانشين نبىّ مىرسد و خودش را تسليم او مىكند و احكام قالبى ظاهر را از او مىگيرد در هر دين و شريعتى باشد .
در همين حال انسان يا از طلبش باز مىايستد و با اتّصال به زاجر و مانع الهى بر ظواهر احكام قالبى اكتفا مىكند كه اين حال اغلب كسانى است كه ظاهر شريعت را اخذ كردهاند يا تهييج و تحريك مىشود كه باطنهاى احكام قالبى را طلب كند كه باز در اين حالت يا توقّف كرده و متحيّر مىشود تا مرگش فرارسد ، يا به كسى مىرسد كه او را بر طريق معرفت باطن احكام راهنمايى مىكند .
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 156
مساهمون: سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه )
ص١٥٦