خانوادهاش به آنان گفت : من آتشى را ديدم ، حيوانات و اهلش را ترك كرد و خود به سوى آتش رهسپار شد .
( يعنى از اين بيابان و سرما در پى اين آتش رفته و به منزلگاهى رهبرى شوم ) .
فَلَمَّا أَتاها
وقتى پيش آن آتش آمد و در حالى كه دلش پيش اهل و گوسفندانش بود ( چون آنها را در حالى ترك كرد كه عقل ترك در آن حال را جائز نمىداند ) .
نُودِيَ يا مُوسى إِنِّي أَنَا رَبُّكَ
( در ميان درختى آتش روشنى ديده از آنجا ) ندا در داده شد ، اى موسى ، همانا من پروردگار تو هستم .
لفظ « إنّى » با فتحهى همزه و كسرهى آن خوانده شده .
فَاخْلَعْ نَعْلَيْكَ إِنَّكَ بِالْوادِ الْمُقَدَّسِ طُوى
دلت را از صحبت دو جهان فارغ ساز و به صفت انفراد ، خود را تنها براى حقّ آماده ساز كفش خويش را بيرون آور كه تو در وادى مقدّس « طوى » هستى ، « طوى » صحراى بازى است بين كوهها ، تپّهها و درّهها واقع شده و اين لفظ به صورت منصرف و غير منصرف خوانده شده به اعتبار اين كه اسم خاص وادى بقعه است ، دليل اين كه مقدّس ناميده شده است .
هم چنان كه برخى گفتهاند : از آن روست كه آنجا با گسترهى