تخطي إلى المحتوى الرئيسي

بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 146

مساهمون:

ص١٤٦
جرّ خوانده شده تا صفت « من خلق الارض » و « على العرش » در اين هنگام حال يا متعلّق به « استوى » يا جمله‌ى مستأنفه به تقدير مبتداى محذوف است ، وجوه سابق در « استوى » جريان پيدا مىكند ، بيان تامّ و كامل استواى رحمن بر عرش و وجه آفرينش آسمانها و زمين در شش روز در سوره‌ى اعراف گذشت .
لَهُ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ وَ ما بَيْنَهُما وَ ما تَحْتَ الثَّرى
« 1 » آنچه در آسمانها و زمين و ما بين آن‌هاست و هر كه در زير زمين از معادن و كنوز مىباشد همه ملك اوست يعنى پروردگار مالك و مدبّر هر چيزى است . اين جمله مستأنفه و در موضع تعليل است ، چه وقتى خداوند به طور جمال ذكر نمود كه او خالق آسمانها و زمين است و نسبت او به بزرگ و كوچك و كم و زياد و ناچيز مساوى است خواست به نحو تفصيل آن را تعليل نمايد . پس فرمود : همه‌ى آسمانها و آنچه كه در آنست از حيث آغاز ، غايت و ملك از آن خداست ، زيرا مكرّر اين مطلب
هامش
( 1 ) نظامى گنجوى در مخزن الاسرار مفهوم آيه فوق را در ارتباط با آيه قبل چنين بيان مىكند .اى همه هستى ز تو پيدا شده * خاك ضعيف از تو توانا شدهزير نشين علمت كائنات * ما به تو قائم چو تو قائم به ذاتهستى تو صورت پيوند نى * تو به كس و كس به تو مانندآنچه تغيّر نپذيرى تويى * و آن كه نمرده است و نميرد تويىما همه فانى و بقا بس تراست * ملك تعالى و تقدّس تو راستخاك به فرمان تو دارد سكون * قبّه‌ى خضرا تو كنى بيستونهر كه نه گوياى تو ، خاموش به * هر چه نه ياد تو ، فراموش به
بيان السعادة في مقامات العبادة ( فارسى ) — صفحة 146 | سلطان محمد گنابادى ( سلطان عليشاه ) / رضاخانى / حشمت الله رياضى